عرض تسلیت به دوست عزیزمان ایوب جمالی
چندی پیش با خبر شدیم که یکی از دوستان ۸۶یی که همیشه مایه دلگرمی شادی همه بچه ها بود درغم از دست دادن پدر بزرگوارش سوگوار است از عمق دل و جان با او همدردی می کنیم و از درگاه خداوند برای پدر بزرگوارش طلب امرزش و برای بازماندگان طلب صبر و شکیبایی می کنیم.
"قدری صبور باش که این نیز بگذرد این فصل زرد غم انگیز بگذرد"
هرچند در فراق عزیزان نشسته ای دل زنده دار که شام بلا خیز بگذرد
در سوگ یار چو خون شد روان ز چشم جیحون شد اشک و بنالید جان ز چشم
گفتم قضای تلخ فلک بود غم مخور دل گفت مویه بس کن و میگیر عنان ز چشم
اه ای پدر پسرت دلفگار ماند در سوگ نوبهار تو مشتی ز خار ماند
مادر حزین شد و خواهر دلش شکست اتش گرفت خرمن و افسوس یار ماند
همدرد "رهنما" شده ای همنوای من ای یار هم نفس ای جان فزای من
درد است درد تو که درمان عالمی ایوب ای رفیق به غم مبتلای من