چیکار کنم

آقا من از اینجور پستا خوشم نمیاد اما اونقد از امثال نیوتون کتک خوردیم که اینو میذارم

راستی اولین ۳ واحدی که به لطف دکتر بهرامی با آقای عیسی زاده تونستم بگیرم بهم حال داد

34545453.jpg

اون مررررررررررررررد بزررررررررررررگ!!!(1)

این مرد در سال 1/1/1 در کومور دیده به جهان گشود ، تولد او را مبدا تاریخ بشری نام نهادند، ایشان از اوان کودکی در پی کسب علم بوده

یکی از محبوب ترین بچه های ورودی 86 بوده و این عکس در هتل شیلایتون جایی که همه  به بنبست خورده بود با سبک مرام شیشه خالی پر می کرد (ماجرای شیشیه خالی و مرام) گرفته شده است

ایشان را از صاحب نظران علم منطق می دانند (پدر علم منطق)

از تالیفات ایشان به کتابهای منطق الفتاوی 1 و 2 ، و میان ترم ترمودینامیک 2 اشاره کرد 

توضیحات اجمالی در پستهای بعدی....!!! (منبع 119news)

عشق است تیراختوووووووووووووووور

اگه تونستین پیدام کنین یه جایزه دارییییییین



کوفته تبریزی یا کوفته تب ریزی!!!!!

به حول قوه قلمی وارد سلف شدم ...

از خوشحالی در پوست خود پشتک می زدم (می گفتند کوفته تبریزی میدهند)

با دیدن قیافه بچه های مبهوت در خم گیسوان خم در خم این غذا خوشحالتر شدم امااااااااااااااااااا...........

همینکه کوفته ..... رو دیدم  تب من رو فراگرفت نون هم که الحمد و والمنه زیاد بود[تعجب]

شروع کردیم به خوردن و شنیدن متلکهای گلهای خودم. آروم آروم فضای معنوی سلف تیره وتار شد ...

دیدم داره تبم کم می شه و تازه فهمیدم  فلسفه این تبریزی چیه.............

اماخداییش شبیه همه چیز بود بجز کوفته

کوفته تبریزی یکی از غذاهای مشهور ایران و متعلق به آذربایجان است. انواع کوفته در نقاط مختلف خاورمیانه تهیه می‌شود و نقطه تمایز کوفته تبریزی بیشتر در طرز تهیه و مواد استفاده شده در آن است.

در این غذا از انواع سبزیجات معطر استفاده می‌شود و به‌طور سنتی گوشت این کوفته در یک هاون سنگی و با دسته‌هاونی چوبی کوبیده شده و رفته رفته سبزیجات و لپه به آن اضافه می‌گردد. ولی اخیرا گاهی گوشت چرخ کرده نیز برای آسانتر نمودن کار استفاده می‌شود. در آخر تخم‌مرغ آب‌پز، گردو و آلو خشک داخل آن گذاشته و با مخلوطی از پیازداغ و زرشک تزئین می‌گردد. داخل آب این غذا از رب گوجه و زعفران به عنوان چاشنی استفاده می‌شود.

انجماد

گاهی می اندیشم که انجماد در قاموس زمان تعریف نشده است ، اما می دانم زمان یک تناوب کشنده با خود حمل می کند که تمامی قدرتش را درقعر نمودار سینوسی خود منعکس کرده است . شاید این همان طلسم مطرود بر انسانهاست که گاهی آنچنان سرعتی دارد که گذر چند ماه یا سال برایت به مثابه گذر یکشهاب سنگ در آسمان پر از ستاره شب است ، همان هشت ماهی که شاید تا هر نوسانی از اندیشه ات ، کارت ، تصمیم گیری هایت و ... رخنه کند و دیباچه ای از زندگی را در فراروی زندگی تو بگشاید و گاهی آنقدر در جادویی مسحورت کند که همه ثانیه های زندگی تو را چون عروسک خیمه شب بازی به اطراف دوایری معکوس پذیر بچرخاند تا در گذر آن جز انجمادی سخت سنگین را حس نکنی ، برهه ای برایت میگشاید که گویی در یک تکرار کشنده برایت دوری از تسلسل آفریده است . چرخشی از سکون ، دوری از جنس مرگ ...

این انجماد آنقدر کشنده است که زندگی را تبدیل به مردابی می کند که هیچ لذت و هدفی برایت تعریف نمی کند ، همیشه دوست داری برای نمودار سینوسی زمان یک معادله به دلخواه تو  رسم شود ، دوست داری قله نمودار بر اوج خوشی هات منطبق شود و تنگناهای زندگی و قعر نمودار بر روی محور صفر تقارن داشته باشد

چند شب پیش به یکی از دوستام اس ام اس زدم ، درد و دل کردم ، گفتم کاش میشد انجماد زمان را خودمان تعیین می کردیم ، برایش جایگاهی از جنس نه مرگ نه رخوت بلکه زندگی می ساختیم ، اما همین بود که اعتقاد پیدا می کردم انجماد مفعول در قاموس پیچیده زمان تعریف نشده است . یک انحنای غیر قابل پیش بینی را در ساختار خود انعکاس داده است که کاملا غیر قابل انکار و در عین حال تسخیر ناپذیر است .

کاش قسمتی از زندگی برایم منجمد میشد که دوست دشتم بیشتر درگیر آن قسمت باشم ، کاش قدرتی داشتم تا می توانستم این زمان منجمد که در اطراف نگاه های خیره اطرافیانم بر تمام وجودم سیطره بخشیده است را ذوب کنم .

چه کاش های بسیار داشتم و چه کاش ها دارم و چه کاشها خواهم ساخت....

اما سعی میکنم گامی بردارم که به کاشی دیگر منجر نشود

کاش بتوانم .....