شیخ و مریدانش!

آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید.
گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟
فرمود : آزادی مطلق !
و مریدان گریستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده.
شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد !
و مریدان گریستندی.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟
گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند.
و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
گفتند قیمت زرد آلو آذربایجان ۵۵۰۰ است.
گفت خب نخرید.
مریدان سر به دیوار کوفتندی.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی پرسیدند فزودن قیمت گاز از برای چیست ؟
فرمود از برای رونق نساجی و هاکوپیان.
و مریدان همی گریستند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.
و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کرد و گیلاسی دید که کرمی در آن لولیده و به ولع تمام گیلاس همی خورد.
شیخ گریست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگریش . عمری زیستم و نتوانستم چارکی گیلاس بخرم.
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
آسمان و زمین بر ما شده بخیل

و مریدان رم کرده و سر به بیابان گذاشتند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
روزی از شیخ پرسیدند اگر زنان همه چادری و تمام حجاب شوند دیگر چه چیز مردان را فاسد کند ؟
گفت : دماغ زنان !
و مریدان فغان کردند و نعره ها زدند.
= = = = = = = = = = = = = = = = = = = =
در ظهر تابستانی شیخ فرمود : هوا بس ناجوانمردانه گرم است.
و مریدان گریستند.
شیخ گفت : زقنبوت ! هرچه که من می گویم که نباید بگریید !
و مریدان غش غش خندیدند !
 

این بیست و 4 مرد نترس

دوستانم، عزیزانم...... مدتهاست ندیدمتان ..... تا دور هم بتاشید !

ولی هنوز یه چی منو امیدوار میکنه ...... اینکه....

 داشتم خاطرات گذشته ها رو زیرو رو میکردم یهو چشم افتاد به . . .

----------------------------------

 

 ----------------------------

یادش شاد و خاطرش گرامی!

 

تصاویر خاطره آمیز با ابعاد واقعی:

کلاس سامانی ترم چار

محوطه به یاد ماندنی قسمت "؟"

 بچه ها کجایین! هم بی خبر هم بی اثر! دلم تنگتون شده/ میبینمتون . . . 

داستان يك شب و چند كار آموزي

ديشب براي من شبي بسيار كارآموز بود. شبي كه توانستم چندين حرفه را از نزديك لمس كنم.

به همين دليل از كليه كساني كه شرايط لازم را جهت اعزام ما دانشجويان و كار دوستان را به كارآموزي خصوصا پالايشگاه اصفهان فراهم نمودند بسيارخيلي تشكر دارم.

و اما ديشب. در آغاز كارآموزي كه ...

ادامه نوشته

یک نفر هست

یک نفر هست

مهربانم ، ای خوب !

یاد قلبت باشد ؛ یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی ، که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها ، به تو می اندیشد

و کمی ،

دلش از دوری تو دلگیر است ...

مهربانم ، ای خوب!

یاد قلبت باشد ؛ یک نفر هست که چشمش ،

به رهت دوخته بر در مانده

و شب وروز دعایش این است ؛

زیر این سقف بلند ، هرکجایی هستی ، به سلامت باشی

و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...

مهربانم ، ای خوب ! یاد قلبت باشد ؛

یک نفر هست که دنیایش را ،

همه هستی و رویایش را ، به شکوفایی احساس تو ،

پیوند زده

و دلش می خواهد ، لحظه ها را با تو به خدا بسپارد ...

مهربانم ، ای خوب !

یک نفر هست که با تو

تک وتنها ، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور !

پر احساس خیال است و سرور !

مهربان ! این بار ، یاد قلبت باشد ؛

یک نفر هست که با تو ، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش ، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی . . .

مهین رضوانی فرد

سلام

سلام به همه  86 ای ها ، امیدوارم تابستان خوب و مفیدی رو داشته باشید

                                            موفق باشید

خواستم تصویری آپلود کنم گشتم و دیدم تصویری زیباتر از روی خود شما نیست .

                                       سالم باشید و امیدوار .

                                

love

سلام به همه دوستای گلم که دلم واسه همشون تنگ شده

امیدوارم که تا اینجا تابستونه خوبی رو گذرونده باشین

واسطون  یه فایل گذاشتم که دوست دارم  ببینیدش

بابا کلیک کن دیگه(دانلود)

++++++ مراحل شستن یک هواپیما ! ++++++

سلام به همه برو بچه های گل ۸۶ ای...

امیدوارم تابستون به همتون خوش بگذره....

تو ادامه مطلب چندتا عکس از نحوه شستن هواپیما واستون گذاشتم که فکر کنم جالب باشن....

البته منظور تفاوتهاستااااااااااااااااا نه چیز دیگه...

ادامه نوشته

خاطرات کارآموزی - قسمت دوم

قسمت دوم  خاطرات من در دوره کارآموزی [قسمت اول را از اینجا ببینید]

این عکس شب فینال جام جهانی جلوی درب خوابگاه آزاده گرفته شده

برید به ادامه مطلب تا از بقیه ماجرا با خبر بشید

ادامه نوشته

طنز

سلام دوستان اینو تو یه پارکینگ تو اصفهان دیدم خیلی واسم جالب بود

اخه خیلی صاحبش ادم اصیلی بود ازون اصفهانی ها بودا

البته من که نفهمیدم چه جوری اینو درست کرده بود

اما خودش گفت دست و کار حاج خانومه


البته دوستان اصفهانیم ناراحت نشن ها

چهار سکانس

چهار سکانس

سکانس اول

امروز ، زودتر از خورشید بیدار شدم ، دوباره . هر روز با هم قرار می گذاریم که فردا چه کسی زودتر از خواب بیدار می شود . بیش تر وقت ها من برنده می شوم . فکر می کنم خود خورشید هم می داند که اگر من خودم بخواهم می توانم تمام روزهای عمرم را برنده باشم !

در مسابقه با خورشید ، اگر بخواهم می توانم برنده باشم ( لطفا این جمله را یک بار دیگر بخوان . به دوبار خواندنش می ارزد ) ! پس ، نتیجه می گیریم که اگر اراده کنم می توانم در همه ی مسابقه های زندگی برنده باشم !!! وای ! چه کیفی داره !

سکانس دوم

( این سکانس ، 5 ساعت بعد از نوشتن سکانس اول ، روی کاغذ جا خوش کرده است )

دیدن تو را از همه چیز بیش تر دوست دارم حتی بیش تر از برنده شدن در مسابقه با خورشید ! من امروز تو را دیدم . بعد از 6 قرن تو را دیدم و 6سال جوان تر شدم ! باور کن جوان تر شدم . خورشید و درخت روبه روی پنجره ، این جوانی زودهنگام را به من خاطر نشان کردند . تازه ! قیافه شان هم خیلی تغییر کرده بود ، موقع گفتن این حقیقت .

سکانس سوم

( لطفا روی این سکانس تمرکز کن ، متشکرم )

من بیش تر از حرف های محبت آمیز به درک شدن احتیاج دارم . فقط دوست دارم پیش فرض هایی را که از من داری ، به دست باد بسپاری و حرف هایم را با روشنایی امروز و اکنون ، قیاس کنی . به من اعتماد کن . به تمام روزهای برگ ریز سوگند می خورم ( دست راستم را هم گذاشته ام روی قلبم ) که همیشه حقیقت را در زندگیم در نظر دارم . من تمام سعی ام را می کنم تا به محیط پیرامونم ، انرژی مثبت هدیه کنم . وقتی در مورد من ظاهری و سطحی قضاوت می کنی ، دیگر گوشم حرف های محبت آمیزت را نمی شنود و من برای 1000 سال ناشنوا می شوم و ...

سکانس چهارم

( یک سکانس هفت کلمه ای )

هنوز هم دوستت دارم ... شاپرک ظاهر بین من !


نویسنده:پرستو عوض زاده

موفقیت

عروسکهای زنده به بازار می آید

شرکت bio-genica در استرالیا عروسکهای جاندار موسوم به Genpets را به کمک علم مهندسی ژنتیک به این ترتیب که ...

ادامه نوشته

خاطرات کارآموزی - قسمت اول

سلام به همه بچه ها

خوب دیگه بالاخره ما هم به اینترنت دسترسی پیدا کردیم و از لذت هایی که مهندس حیدری برای ما درست کردن بهره مند شدیم

اینجا کارآموزی خیلی حال میده میگی نه!!!!!! پس با ما همراه بشید تا بفهمید که اینجا چقدر خوش میگذره

قبل شروع یه چندتا تشکر ویژه از وزیر نفت و مهندس حیدری و همچنین آقای مرادی به خاطر تلاشی که برای رفاه ما میکنند بکنم[اوه اوه آقای دکتر شهبازی رو جا گذاشتم از ایشونم سپاسگذارم]

اول از همه بگم که چون امسال سال همت مضاعفه به جای 8 ساعت ما 4 ساعت کارآموزی داریم و به جای 4 هفته شده 3 هفته! و از اونجایی که ایران کلا" یک سال از خودشم عقبه آقایون هنوز تو سال اصلاح الگوی مصرف سیر میکنند و گفتن به کارآموزا نهار نمیدیم.[صد البته با این کارشون کلی به اقتصاد کشور کمک میکنند و تورم الآن شده منفی]

خوب جدا از این مسائل برید به ادامه مطلب تا از یکی از خاطرات من تو این مدت با خبر بشید

ادامه نوشته

آآآآآآآآآآآآآآآی گلادیاتور ها ، بکوبید بر جرس

بازم سلام خدمت همه پایه های ثابت جام جهانی و برنامه یک جهان یک جام!!!

ما همه شاهد بودیم که چطور گلادیاتورها، ماشین جنگ ژرمن ها رو فرستادن آسمون...

  

به همه ی فاشیستها، اعم از تاشیستها و غیرهم، تسلیت میگم. یه هشت پا تشخیصش از شماها بیشتره!

                         من خودم که بالشخصه با نتیجه خیلی حال کردم!

هوووووووووووووووووووووووورا  و و  و

 

 و در پایان یه تسلیت عقب افتاده هم به هواداری تیمای آرژانتین، انگلیس و برزیل – که البته تیم نبودن – میگم و همه شون رو تا جام جهانی بعد و یه برنامه یک جهان یک جام دیگه به خدای بزرگ میسپرم.   

معذرت خواهی( خاطرات ترم گذشته سابق!)

شرمنده هر کاری کردم یه هاست درست حسابی که فیلتر (فیلتر حرف سیاسی نیست، یه چیزیه تو مایه های فیلتر سیگار که یه حرف بی ادبیه!) نشده باشه برای آپلود کردن  عکسا پیدا نکردم برای همین به روش معمول این روزها صورت مسئله رو پاک کردم. (یه چیزی تو مایه های نکن بچه ضرر داره بدون دلیل!!)  به همین راحتی. 
 
خب بالاخره به کمک جواد تونستم عکسا رو آپلود کنم!!! مرسی جواد!!!
ادامه نوشته

معذرت خواهی

با عرض معذرت نسبت به تمام کسانی که به ایشان توهین شده

باید خدمت دوستان عرض کنم که بنده به طور اشتباه و بدون در نظر گرفتن اینکه عده ای افراد شرور منتظر چنین فرصتی هستند نظر خواهی را برای پست قبلی )اولین پستم( فعال گذاشته بودم. که این موجب توهین شدن به بعضی افراد از این طریق شد و من کاملا از آن بی خبر بودم.

من واقعا نسبت به این اتفاق و برای تمام کسانی که این گونه نظر دادند متاسفم و شخصا از هر فردی که به او توهین شده معذرت خواهی میکنم. امیدوارم سو تفاهمی پیش نیامده باشد.

مصطفی احمدیان

uploading

سلام به همه دوستان خودم

اگه واسه آپلود عکس مشکل داشتید، میتونید به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.up.vatandownload.com/index.php

دلم واسه همتون تنگ شده.

با آرزوی بهترین ها...

گزارش کار آموزی از عسلویه

سلام به بروبچز تپل۸۶ای (کاکل پسرا و پرنسسا...!!!)

چند تا عکس از کارآموزی عسلویه واستون انتخاب کردم

میدونید اینجا خیلی شرایط سخته...خیلی!!!!! 

ا

 

ادامه نوشته

انتخاب واحد ترم 7

قابل توجه بچه های رشته گاز:

سلام دوستان

از اونجا که اطلاع دارید هیئت علمی گاز خیلی دقیق و حساب شده عمل میکنه!!! و ترمی که گذشت ما فقط 16 واحد داشتیم ولی ترم بعد که مثلا باید وقت آزاد زیاد داشته باشیم از این ترم واحدامون بیشتره. خب ما، یعنی من و چند تا دیگه از بچه ها، خواستیم تا ترم بعد درسی که به اسم کارگاه نرم افزار مهندسی شیمی یا همون HYSYS ارائه میشه را به اضافه آز انتقال حرارت نگیریم.با این حساب میشیم 12 واحد به اضافه 3 واحد پروژه.  البته برا ی آز مشکلی نیست ولی اگه تعدادمون برای درس HYSYS به اندازه ای نباشه که ترم هشت ارائه بشه اونوقت کارمون میشه نقل اون کسی که خواست ابرو درست کنه زد چشما کور کرد . میخواستم نظرتون را بدونم تا با هم هماهنگ باشیم.

ممنون

گل سرخی برای محبوبم

طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی مشخص می شودکه به چیزی به ظاهر بدون جذابیت پاسخ بدهد!

ادامه نوشته

به نظرتان احساساتي هستيد يا منطقي؟؟؟؟

براي فهميدن اين موضوع كه واقعا احساساتي هستيد يا منطقي، فقط کافيه چند
لحظه وقت بذاريد.



يک تست کوتاه اما جالب :



ابتدا براي چند لحظه به کف دستتان نگاه کنيد.

و پس از آن به ناخن‌هاي همان دستتان  نگاه کنيد.

(وقتی این دو کار رو کردید روی ادامه مطلب کلیک کنید تا ببینید)

ادامه نوشته

فیگور عکاسی در حد تیم ملی...

قابل دوستان عزیزی که علاقه به هنر مقدس مانکن شدن دارند. چند تا فیگور گذاشتم برید باهاشون صفا کنید...


ادامه نوشته

رابطه دین و موسیقی


اونوقت بگین اسلام دست و بال ما رو بسته هی ...!!

ادامه نوشته

اینجا اسکل آباد است ....

روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند درخواست نمود :

« بارالها ! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم . »

ندا آمد :

« صبح زود به درب ورودی شهر برو . اولین كسی كه از شهر خارج شد او بدترین بنده من است .

حضرت موسی (ع) اول صبح روز بعد به درب ورودی شهر رفت .

پدری با فرزندنش اولین نفری بود كه از درب شهر خارج شد .


حضرت موسی (ع) پیش خود گفت :

« بدبخت خبر ندارد كه بدترین خلق خداست ! »

حضرت موسی (ع) پس از بازگشت رو به درگاه خداوند نمود و ضمن تقدیم  سپاس  از  اجابت  خواسته اش ، عرضه داشت كه :

« بارالها ! حال می خواهم بهترین بنده ات را ببینم . »

ندا آمد :

« آخر شب به درب ورودی شهر برو . آخرین نفری كه وارد شهر شود او بهترین بنده من است . »


ادامه نوشته

مجموعه عکس و خاطره سری 1

سرکردگان گروهی موسوم به put86 با شمایلی قابل توجه

پیدا شدند...

.

.

حتما در ادامه مطلب ببینید...

ادامه نوشته

تابستون خوش بگذره

سلام به همه بچه های ۸۶

امیدوارم که امتحانات رو به خوبی پشت سر گذاشته باشید و برای همتون آرزوی موفقیت می کنم... و تابستون به همتون خوش بگذره ..من که خودم زیاد اهل مطلب زدن تو وبلاگ نیستم بیشتر نظر        می دم ..ولی از اونایی که اهل مطلب زدن تو وبلاگ هستن می خوام که با شروع تعطیلات مطلب     زدن تو وبلاگ رو تعطیل نکنن..و نگذارن که وبلاگ رو ۲ یا نهایتا ۳ نفر بچرخونن....

هلو...

هلو دیدید تا حالا؟؟؟؟

تو ادامه مطلب یه دونه هست!!!

ادامه نوشته

عاشق شدن نی نی ها

داستان عاشق شدن نی نی کوچولوها
ادامه نوشته

یک ملا و یک درويش كه مراحلي از سير و سلوك را گذرانده بودند و از ديري به دير ديگر سفر مي كردند ، سر راه خود دختري را ديدند در كنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت از آن بگذرد.

وقتي ان دو نزديك رودخانه رسيدند دخترك از آن ها تقاضاي كمك كرد. درويش بلا درنگ دخترك را برداشت و از رودخانه گذراند.
دخترك رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتي طولاني را پيمودند تا به مقصد رسيدند. در همين هنگام ملا   كه ساعت ها سکوت كرده بود خطاب به همراه خود گفت:« دوست عزيز! ما  نبايد به جنس لطيف نزديك شويم. تماس با جنس لطيف بر خلاف عقايد و مقررات مكتب ماست. در صورتي كه تو دخترك را بغل كردي و از رودخانه عبور دادي.» درويش با خونسردي و با حالتي بي تفاوت جواب داد:« من دخترك را همان جا رها كردم ولي تو هنوز به آن چسبيده اي و رهايش نمي كني.»

خودکاوی...

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...

به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر، نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.
 دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد "عزيزم، شام چي داريم؟" جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزيزم شام چي داريم؟" و همسرش گفت:"مگه کري؟! براي چهارمين بار ميگم؛ خوراک مرغ!!"
حقيقت به همين سادگي و صراحت است. مشکل ، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم، در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد