حتما بخونید ضرر نمی کنید

عرصه اجرائی ایران  از لحاظ وسواس در مورد مدرک تحصیلی، در جهان کم نظیر یا شاید بی نظیر است و باز هم در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته که بی شک، مدیریت نهادهای اجرائی با مسائل تخصصی تر و پیچیده تری رو در روست، هیچ اثری از چنین سختگیریهای دیده نمی شود.

در غرب خبری نیست

در بریتانیا، هجده سال است که هیچیک از وزیران دارایی تحصیلاتی در رشته اقتصاد یا رشته های مرتبط با آن نداشته اند؛ گوردون براون ده سال وزیر دارایی بود و کارنامه درخشانی در این مقام داشت تا آنجا که موفقیتهای اقتصادی دولت تونی بلر را مرهون او می دانند، در حالی که دانش آموخته تاریخ بود و پیش از ورود به سیاست، در تلویزیون اسکاتلند کار می کرد.

وزیر فعلی دارایی بریتانیا، جورج اوزبورن هم دانش آموخته تاریخ (در سطح لیسانس) است و پیش از ورود به سیاست در بایگانی اداره بهداشت، کارش ثبت نام مردگان بوده و مدتی هم در فروشگاه معروف سلفریجز لندن، "حوله تا می کرده" اما اکنون مدیریت مالی یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان را در دست دارد.

در دیگر وزارتخانه های "تخصصی" بریتانیا هم وضع به همین شیوه است؛ وزیران انرژی و ترابری، لیسانس علوم سیاسی، فلسفه و اقتصاد (هر سه در قالب یک رشته) دارند، هیچ سابقه فعالیتی مرتبط با وزارتخانه های تحت مدیریتشان هم ندارند.

وزیر بهداشت بریتانیا لیسانس حقوق دارد در حالی که در ایران حتی تصور وزیر بهداشتی که پزشک نباشد غیرممکن است، وزیر قبلی بهداشت بریتانیا لیسانس زبان انگلیسی داشت، وزیر بهداشت پیش از او، الن جانسون، از پانزده سالگی ترک تحصیل کرده و دنبال موسیقی رفته بود، تنها شغلهای رسمی هم که پیش از ورود به سیاست داشته کار در انبار فروشگاه زنجیره ای تسکو و نامه رسانی بوده است.

در تمام طول تاریخ بریتانیا فقط دو تن از وزیران بهداشت این کشور پزشک بوده اند و بقیه، به هیچ وجه تحصیلاتی مرتبط با حوزه فعالیت وزارت بهداشت نداشته اند.

ادامه نوشته

معافیت سربازی

با سلام خدمت دوستان ۸۶ی

می دونم خیلی هاتون الآن به فکر امریه یا کار هستید ولی اگر اطلاعات کافی داشته باشید ممکنه یکی از موارد معافیت به شما بخوره.

همین الآن که این مطلب رو می نویسم یکی از دوستان ۸۶ی به خاطر راهنمایی من متوجه شد که یکی از شرایط معافیت بهش می خوره.این راهنمایی رو برای شما هم می نویسم شاید بدردتون بخوره.

طبق دستورالعمل اجرايي ماده 6 قانون جامع حمايت از حقوق معلولان در صورتی که یکی از والدین شما خدای ناکرده به بیماری خاص مبتلا باشه شما می تونید از معافیت برخوردار شید.دوستان توجه کنند که این قانون هیچ ربطی به معافیت کفالت نداره ونیازی نیست که شما تک فرزند بالای ۱۸ سال باشید.

اما برای اطلاع از اینکه چه بیماری هایی جزء بیماری خاص محسوب می شوند و همین طور جزئیات طرح به آدرس اینترنتیhttp://www.dadkhahi.net/modules.php?name=News&file=print&sid=336
مراجعه کنید.

همین طور جهت دریافت دفترچه راهنمای اعزام به خدمت به آدرس http://police.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=6cdd8264-1973-475e-ad27-18a9768f10f4

مراجعه کنید ومی تونید جهت دریافت اطلاعات بیشتر با سامانه گویای ۰۹۶۸۰ تماس بگیرید.

 

شمارش معکوس تا جشن فارغ التحصیلی

فرق بین ایرانی و امریکایی

داستان طنز زیبا که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد،

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند . وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد . چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا !